بدون عنوان
محمد جون و عروسک های پرنیا
هدیه ها
این عکس هدیه هایی است که برای دیدن پرنیا جون براش آوردن.زنجیر و و ان یکاد رو مامان جون براش خریده. گوشواره و انگشتر رو عمه جون و عمو مهدی جون براش خریدن و وان یکاد دوم رو عمو مهران دوست باباجونی براش خریده.دست همگیشون درد نکنه. این سبد گل رو بابا جونی برای پرنیا جون آورده بود بیمارستان. این بن سای رو هم همین طور این رو هم دایی جون براش خریده بود. ...
سیسمونی2
برای دیدن عکس های بیش تر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید. ...
فینگیلی عزیزم قدم رو چشم ما گذاشت!
ساعت 8:55 دقیقه صبح روز شنبه 7 اردیبهشت بود که پرنیا جون ما قدم به دنیا گذاشت. این عکس اولین عکسیه که از صورت پف دار اما قشنگ پرنیا انداختیم. ...
سیسمونی
برای دیدن عکس های بیش تر از سیسمونی پرنیا جان روی ادامه ی مطلب کلیک کنید. ...
اینم یه عکس جدید تر از پرنیا جونم
فینگیلی داره بزرگ می شه!
فینگیلی من ، چند روز پیش رفته بودم سونوگرافی. این دیگه آخرین بار بود که از توی مانیتور نگاهت می کردم. خانم دکتر هم یه عکس نیم رخ خوشگل ازت گرفت ! می دونی الان چه قدری شدی ؟! 2/5 کیلو!!!! باورم نمی شه . همین یه ماه پیش بود که هفتصد گرم بودی ! تازه یه خبر دیگه هم برات دارم خانم دکترت گفت که انشاء ا... 7 اردیبهشت پاهای کوچولوتو به این دنیا می ذاری . من و بابا جونی داریم برای دیدنت روز شماری می کنیم. ...
فینگیلی جونم عیدت مبارک!
سلام عزیزم سال نوت مبارک !باید بگم یه معذرت خواهی بهت بدهکارم آخه مدتیه نتونستم برات بنویسم.آخه می دونی یه مدت استراحت مطلق بودم، بعدشم که دیگه دم عید بود و بدو بدو های عید و خرید سیسمونی عزیز دلم! اما قول می دم بیشتر برات بنویسم. می دونی من و بابایی داریم برای دیدنت روزشماری می کنیم؟! می دونی فقط یه ماه تا بزرگترین اتفاق زندگیمون مونده! عزیزم چشم به راهتیم.











